سلطان محمد مطربي سمرقندي

488

تذكرة الشعراء ( فارسي )

با آنكه تَه‌به‌تَه دلم از درد بسته خون * دارم هنوز از تَهِ دل آرزوى او پاى طلب به باديه مجنون ز بس‌كه سود * خود را كشيد ناقهء ليلى به سوى او حالا به كوى او سر ما نيست زير خاك * شد سرنوشت ما ز ازل خاك كوى او پيوند دل به رشتهء جان « مخلصى » ز چيست * فى الجمله ياد مىدهد از تار موى او و اين ابيات را جهت طبل‌بازى امير خلافت مرتبت ، ظلّ يزدان ، خليفة الرّحمان ، ابو الغازى ولى محمد بهادر خان - خلد . . . « 1 » - عجايب دلپذير گفته است : ابيات : اين طبل‌باز هست چو خورشيد آسمان * بر خنگ پادشاه جوان‌بخت كامران داراى تاج‌بخش ولى خان ملك گير * خان سپهر حشمت و خاقان جم‌نشان اطراف طبل‌باز تو گل‌ميخها كه هست * چون اختران به گرد مه چارده عيان استاد طرفه‌كار فلك بهر زيب و زين * از ماه نو سزد كه بيارد دوال آن چون بر فراز اسب نشينى به صد شكوه * اقبال در ركاب تو و بخت هم‌عنان باز فلك شكار تو گيرد گهِ خرام * ز آواز طبل باز تو صد مرغ حيله‌دان مىخواهم از خداى كه در بوستان دهر * چون سرو سبز باشى جوان‌بخت و نوجوان [ 189 ] [ مهدى قانونى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] مهدى ، اسم و تخلّص ولد اعزّ جناب زبدة الحفّاظ ، حافظ باباى قانونى است كه آوازهء

--> ( 1 ) . در اصل خوانده نشد .